زندگی رادوست دارم در پناه نام دوست 

ای نگاهت نخی از مخمل واز ابريشم     

چند وقتيست که هر شب به تو می انديشم

به تبسم  به تکلم به دلارايی

به خموشی به تماشا به شکيبايی تو

به نفس های تو در سايه سنگين سکوت   

  به سخن های تو با لهجه شيرين سکوت 

در من انگار کسی در پی انکار من است 

يک نفر مثل خودم عاشق ديدار من است   

يک نفر ساده چنان ساده که از سادگيش

می شود يک شبه پی برد به دلدادگيش

آی بی رنگ تر از آيينه يک لحظه بايست

راستی شبه هر شبه تصوير تو نيست

حتم دارم که تويی آن شبح آيينه پوش

عاشقی جرم قشنگيست به انکار مکوش  

/ 2 نظر / 9 بازدید
Rooz_sefid

سلام عادل آقا نمی دونم اسم واقعی ته با که نه ! ولی اسم زيبايی داری مثل وبلاگت قشنگه روح زيبايی داری . ميدونم که شعر خودته - من همش فکر می کردم عشق سرابی بيش نيست و اگر بودند مال گذشته هان مثل لیلی و مجنون ولی با خواندن شعرت فهميدم نه هنوزم عاشق وجود داره خوش بحال معشوقی که صاحب عشق توئه - آره من حسود نيستم ولی به احساست غبطه می خورم ای کاش همه مثل توباشن . الهی همیشه عاشق بمونی و با عشق زندگی کنی

مريم

نميدونم چی بنويسم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!