Image hosting by TinyPic

صبحگاهان که چشمانم را می گشايم تا روزی ديگر را شروع کنم ، در آن لحظه به تو می انديشم . وقتی که دستانم را برای مناجات با خدای خويش به سوی آسمان می برم ، حتی در آن لحظه نيز به تو می انديشم . در نگاهای خسته مردمان در دستان گرم دوستانم و در صدای زيبای مادر ، در بهار زمانی که شکوفه ها را به نظاره می نشينم ، به تو می انديشم . وقتی که شبنم باران به روی ديدگانم می چکد ، در آن لحظه قلبم پر از ياد تو می شود و به تو می انديشم . وقتی که در هياهوی کار لحظه ای از يادم غافل می شوی من در آن لحظه نيز به تو ... شبها که آرامش و تاريکی همه دنيا را با سياهيش پر می کند من خانه دلم را با ياد تو روشن می سازم . با گيتار شکسته ام  هر نوايی را بزنم بياد تو می زنم . حتی اگر روزی رسد که ديگر به من نينديشی باز هم من به تو خواهم انديشيد . به عشق تو و رويای با تو بودن .

/ 3 نظر / 9 بازدید
معين تنها

سلام.خوبی.ممنون که بهم سر زدی.من شرمنده هستم که لينکتو تا الان نذاشتم.ولی الان گذاشتم.اميدوارم بتونيم دوستهای خوبی واسه هم بشيم.موفق باشی.راستی وبلاگ تو هم عاليه.بدرودددددددددد

مروارید

هم عکست قشنگه هم متن زيبايی نوشتی

مريم

سلام اميدوارم هميشه شاد باشی واقعا زيباست معذرت ميخوام که هميشه آخرم !