دلتنگی

 

 وقتی درآبی ترین نقطه دریای دلت گم شدم روزی از پشت سیاهی چشما نت.... طلوع خواهم کرد

نمی نویسم ..... چون می دانم هیچ گاه نوشته هایم را نمی خوانی ...حرف نمی زنم .... چون می دانم هیچ گاه حرف هایم را نمی فهمی ...نگاهت نمی کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمی بینی.... صدایت نمی زنم ..... زیرا اشک های من برای تو بی فایده است فقط می خندم ...... چون تو در هر صورت می گویی من دیوانه ام

/ 7 نظر / 19 بازدید
رسول (تنها تر از تنها )

سلام عادل جان چطوری؟سال نو مبارک.ديگه به من سر نمی زنی نکنه قهری؟ من آپم و منتظر نظرات سازنده تو

نادر

ايميلتو چک کن مومن!!!!!

پروين

سلام اگه موافق تبادل لينک هستيد منو با نام (‌ پروين )‌ لينک کنيد و بهم بگيد با چه نامی لينکتون کنم

رژانو

****** سلام داداشي عادل ...ممنونم كه اومدي سر زدي ..خوشحالم كردي ...من دوباره اپ كردم ..حتما بيا سر بزن ....منتظرت هستم ... فردا را خواهم ساخت با همین دست های خاموش آری با همین زبان خاموش فریاد خواهم زد تا آنان که تشنه خاموشی اند بدانند من هستم *******

روژانادل

به دستهایت نگاه کن و آخرین کاری رو که باهاشون انجام دادی رو به یاد بیار. دستها نماد و مظهر اعمال انسانها هستند. وهمیشه مطیع و گوش به فرمان تواند. دستور بده ،انجام می دن... بخواه، عمل می کنند... همیشه مطیع بودن و هستند و خواهند بود. از آغاز تا پایان...

ارامش

[دلقک][زبان][بغل][پلک][قلب][خواب]