حتما همه شما دوستان ترانه شمعدونی ها ی سامان رو گوش دادین آره همون ترانه <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اگه از پیشم بری شمعدونی ها دق می کنن

حتما شنیدید چون در زمان خودش از زیباترین آهنگ ها بوده فکر کنم سال 78 بود یا قبل اون من همون سال یه شعر ساختم در ادامه اشعار این ترانه امیدوارم خوشتون بیاد

اگه تو از پیشم بری من خودمو دار می زنم

حکایت عشق مون و تو کوچه تون جار می زنم

اگه تو از پیشم بری گنجشکامون پر می زنن

همه اهل محل رو قلبم خنجر می زنن

اگه تو از پیشم بری  تو خونمون خالی میشه

جای خالیت تو خونه تو چشم من خاری میشه

اگه تو از پیشم بری صدای من در نمی یاد

از پس این شبه سیه خورشید دیگه در نمی یاد

اگه تو از پیشم بری خونه دل سوت و کور می شه

همین یه ذره خورشیدم می میره و بی نور می شه

 

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید